از همون اولش که شروع میکنی درس بخونی،فکر آخرشی که بالاخره چی میشه.آخرش چی قراره بشه؟یه کنکور باید بدی.بعضیا میگن یک سال از بهترین سالای عمر آدم تلف میشه واسه کنکور ولی به نظر من بیشتر از یک سال.چون اگه کنکور نباشه دلیلی نداره آدم تو دبیرستان انقد زور بزنه،دیپلم که گرفتنش کاری نداره...پس تقریبا تو کل دوران دبیرستان حس و حال کنکور پیچیده.
بعد ۳ سال دبیرستان نوبت پیش دانشگاهی میشه،همش تست،جزوه،این کتاب،اون کتاب،امتحان جامع،رتبه؛تراز...خلاصه کلی حال میده.البته واسه خود من پیش دانشگاهی خیلی مزه داد،حالا نمیدونم چرا ولی یه حالت جالبی داشت،تست میزدیم،خر میزدیم،بیشترشم بازی و عشق و حال بود.ولی واقعا نمی تونم منکر فشار روانی خود کنکور بشم.اگه به عمق فاجعه نگاه کنیم میبینیم که جریان فجیع تر از این حرفاست.آینده و نحوه زندگی آدم متاسفانه ارتباط مستقیمی با این چند ساعت امتحان داره.پس هر کس درک کنه باید شدیدا مضطرب باشه..همون بهتر که خیلیا درک نمیکنن،ولی همون درک کم هم واسه یه فشار روانی کافیه،پس هر کس گفت کنکور براش مهم بوده و هیچ استرسی نداشته بگو تف به روت...
حالا یه سوال اینه که خب این همه درس خوندیم که چی؟مگه تو دانشگاه جه خبره؟این به نظر من یه سوال مزخرفیه،چون خیلی خبرا هست(:دی). همین حس راحتی که نسبت به مدرسه داره خودش کلی می ارزه،اصلا بیشتر مردم تو دبیرستان خود کشی میکنن تا بیان دانشگاه هتل کنن،این در نوع خود یک هدف متعالی به حساب میاد،اصلا دانشجو شدیم که یه فرقی با قبل داشته باشیم،تمام کیف دانشجو بودن به پیچوندنا و صفا کردناشه،اگه بخوایم مثل دبیرستان رفتار کنیم چه سود؟بعضی از بندگان خدا خودشونو پاره میکنن میرن مثلا دانشگاه شریف و اینا...غافل از اینکه اونجا هم دوباره باید خودشونو پاره کنن.من از طریق بعضی دوستان با احوال دانشجویان اونجا باخبرم شدم،میدونم چه جو اسفناکی اونجا حاکمه،ملت دنبال جزوه و نمره و این برنامه ها هستن،حتی شنیدم درس هم میخونن اونجا(!)...نمیدونم چی تو مخشون میگذره،شاید فکر میکنن اینجا خارجه(:دی) یا هم اینکه واقعا باورشون شده دانشجو هستن...جالب اینجاست که به هر کدومشون بگی چقدر درس میخونی میگه بابا من که درس نمیخونم!من نمیدونم اگه این جماعت درس نمیخونه پس ما چی کار میکنیم؟حالا لابد میگید این بدبخت خودش نتونسته بره شریف عقده ای شده... هر جوری میشه فکر کرد...اینم یه حرفیه باید بررسی بشه.
این وسط چیزی که بیشتر منو آزار میده،کنکور های غیر استاندارد و نافرمیه که گرفته میشه.خیلی سوختن داره که آدم یه عمر تلاش کنه بعد یه کنکور بد بدن بگیرن ازش.این کنکور پارسال که ما دادیم چی بود خداییش؟المپیاد داده بودن جای کنکور.موی بر تن سیخ میکرد.حالا سختیش به کنار،اصلا کنکور جالب و موفقی نبود،هر کی 2-3 تا سوال بیشتر میزد تو فیزیک رتبش فکر کنم یه تکون اساسی میخورد و اصلا سرنوشتش عوض میشد...با اینکه این کنکور بد رو بد تر از خودش دادم خدا رو شکر که باز یه جای باحالی قبول شدم که برنامه های قبلی رو ادامه بدم:دی...اون موقع که میگفتم هر رتبه ای بیارم یه جایی میرم اصلا حال پشت کنکور بودن رو نداشتم،خیلی ضد حال پشت کنکور(جدی چجوری تحمل میکنن؟)،جایی هم قبول نمیشدم شاید دیگه بیخیال درس میشدم:دی...خلاصه اینه سرنوشت جوونای توی ایرون...امسالم که رتبه های اول همه واسه دخترا بود(تقریبا مثل پارسال) از اینجا هم میشه نتیجه گرفت کنکور امسال کاملا غیر استاندارد بوده(مثل پارسال)،اینم که میگم کاملا یه بحث جدیه :دی هم میبینید که نگفتم،البته قصد توهین یا مسخره کردن دخترا رو ندارم،ولی با اون چیزی که دخترا از خودشون نشون میدن همچین رتبه هایی جز تو کنکورای غیر استاندارد ممکن نیست...البته با یه کارشناس در میون گذاشتم این قضیه رو،گفتش بابا مثل خر میخونن(!) از این جنبه هم میشه نگاه کرد به قضیه.
آخرشم یه حقیقت تلخ میگم:هیچ وقت تو کنکور همه موفق نمیشن،فقط یه عده خاص حق موفقیت دارن.کنکور شوخی بردار نیست؛تا نری سراغش نمی فهمی...
سینمای ایران با معضل جدی روبرو شده.معضل بیشتر روی مضمونه.در طول سال ما حداکثر ۵-۶ تا فیلم متوسط و ۳-۴ تا فیلم خوب داریم.یعنی به جز ۸-۹ تا بقیه فیلمای ما در طول یک سال رسما آشغال هستن.آشغال که میگم یا فیلمفارسی بی سر و ته همیشگی یا تیریپ فیلمای روشنفکری مزخرف.مقصر اصلی هم خود مردمن.باید قبول کنیم که ملت ما از نظر فکری خیلی پایین اومده.همه جا هم این قضیه مشخصه.تا وقتی فیلمای آبکی انقدر خوب میفروشن وضعیت ما درست بشو نیست.مسئولینم که فقط عشق میکنن تو عوالم معنا گرا سیر کنن.خب معلومه که فیلم معنا گرا هیچ وقت مورد پسند عامه مردم نیست.حد اکثر فیلم معنا گرا میشه "خیلی دور خیلی نزدیک" که البته خیلی فیلم خوبی بود ولی اگه ۲-۳ بار از این فیلما بسازن خیلی راحت خز میشه.و دلیل فروش خوبشم تبلیغات گستردش بود.خیلی از مردم هم فقط به خاطر اینکه متهم به نفهمی نشن میگن آره خیلی فیلم خوبی بود.در حالی که مطمئنا ازش سر در نیاوردن.پس وظیفه مسئولین اینه که شعور مردمو بالا ببرن،یا لااقل به سینما رونق بدن این هم فقط و فقط یک راه داره:نمایش وسیع فیلمهای به روز هالیوود. وقتی من میشنوم که قبل انقلاب سینما ها هر هفته فیلماشونو عوض میکردن یجوری میشم!الان بعضی سینماها فصلی یک بار هم فیلمشونو عوض نمیکنن...و تازه همیشه هم استقبال عالی بوده.ببینید تو دنیا مخاطب سینما کم شده یا زیاد؟سطح کیفی فیلمها چطور؟تو کشور ما چی؟اگه میگید با نشون دادن فیلم خارجی سینمای ایران نابود میشه سخت در اشتباهید.بازم برگردید قبل انقلاب.من کاملا اعتقاد دارم سینمای ایران افت کرده نسبت به اون موقع(با توجه به امکانات موجود).چون اون موقع سینما رفتن یک تفریح همه گیر بوده و سینما رونق داشته.اگه فیلمای جدید خارجی نشون بدن مطمئن باشید سیل جوونا به سینماها سرازیر میشه.اون وقت دیگه آتش بس پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران نمیشه.سطح فیلمای ایرانی به اجبار میاد بالا.ژانرها هم تغییر میکنه...تا کی فیلمای خانوادگی دختر پسری؟یه چند تا هم فیلم گنگستری بسازید بابا...اینو مطمئن باشید که تنها راه پیشرفت یک چیز رونق دادن به اونه.و سینمای ما هم راهی به جز این نداره،راهی که کل دنیا میره...بیشتر فیلمای هالیوودی با سانسور قابل پخشه(حتی نه با سانسور زیاد).با یک سانسور متعادل و دوبله خوب ما میتونیم جمعیت فراوونی رو به سینما ها بکشونیم و این صنعت رو دوباره رونق بدیم.
سپس مانیفستی تنظیم بکردیم و به توقیع موکد ساختیم که بر عمق حوض علاوه کنند تا با آسودگی بیشتری از آن استفاده کنیم.و دگر بار اگر چنین قصدی کنیم به میان حوض ریسمانی تعبیه خواهیم کرد تا خواهران نیز در آن سوی در آب شوند و به تفریح و لعب بپردازند:دی
