تبليغاتX
ستاره های خاموش - بازم آزمون

اطلاعات بسیار و اعتماد به نفس عالی به همراه حس شوخ طبعی منو دوستانم رو برآن داشت که از فرط شاخی اول ترم شیش هم بریم کنکور ارشد بدیم.

شب رو در کمال آرامش خوابیدم و صبح زود پاشدم که  یه بار دیگه بعد دو سال و نیم کنکور بدم.احساس بسیار خوشایندی بود...وسایل لازم رو چک کردم...مداد که نداشتم ولی پاک کن رو برداشتم...اینم از کارت.چه کارتی،چه عکسی،اوووففف...حیف که گرفتنش اگه هم نمی گرفتن عکسشو نمیذاشتم...آدامس هم که تموم کرده بودم...ای بابا بدون آدامس که نمیشه.

سوار تاکسی شدم،تقریبا استرس نداشتم،یه دختری جلو نشسته بود،قیافش معمولی بود ولی یکی دو ساعتی رو صورتش کار کرده بود...شبیه عروسکا به نظر می رسید.احتمالا روسپی بود...شایدم نه...اصلا به من چه من باید تمرکزم رو کنکور باشه.

پیاده شدم،یکمی هم پیاده باید برم تا دانشگاه تبریز...میخوای یه سیگارم بزنیم واسه تفریح؟شیطونه میگه بیخیال بابا توام حوصله داری...راست میگه...پس یه آدامس...وااای من هنوز آدامس ندارم؟ gimmie a fuckin guuum...دیگه دارم عصبی میشم...یه مغازه باز پیدا میکنم...حاجی یه آدامس بده...مدادم داری احیانا؟...نه دیگه ما نوشت افزار نداریم...بیخیل بابا همون آدامس لعنتیو بده...

میرسم دانشگاه...زیادی خلوت به نظر میرسه...مکانو پیدا میکنم...به به همه بکس ما که اینجان...نظر سنجی رو میزنیم بعدش هم سوالا...قرآن میخونن بعدش هم سه تا صلوات واسه محکم کاری.طرف میگه دو ساعت وقت دارین.ولی به نظرم دو ساعت و نیم بودا...یکمی بعد میگه آره حق با تو بود.دو ساعت و نیم وقت دارین،هیشکیم قبلش پا نمیشه...

شروع می کنم به زدن...بعد این همه مدت هنوزم خوش استیل تست می زنم...یادش بخیر...اولش تستای زبانه...میفهمم چی میگه ولی جواباشو نمیدونم...حالا مهم نیست من همشو میزنم بعدها بیشتر کار میکنیم ایشالله...بقیه تست ها رو هم میزنم...کلا آسون به نظر میرسن...بلکندم خیلی آسون...نکنه مجاز بشم؟حس اسکیس ندارم دیگه روت زیاد نشه...یکی دو ساعت قبل از وقت مقرر تمومش میکنم...ای بابا اینا آخه چرا انقد آسونن؟چه وضعشه آخه...حسابی شاکی شدم...متوجه میشم میشه دستشویی رفت.چه خوب!سریع پا شدمو رفتم جایی که این روزا خیلیا مشتریشن...به به چه صفایی...اون تو چند نفر دارن گفتگو میکنن...احتمالا در مورد مهارت های زندگی یا شایدم معضلات اجتماع...هر چی هست در مورد سوالا نیست...موقع اومدن توی جوراب و خشتکمونم گشتن ولی اینجا چقدر آسون میشه تقلب کرد...انگار همه به این باور رسیدن که این رشته تقلب پذیر نیست...شایدم نه...کسی چه میدونه؟یکی دو بار کمرو عقب جلو می کنمو بر میگردم سر جام.هنوز یه ساعت مونده...بیسکوییتو که خوردم...میشینم آمار میگیرم که چند نفر از دستشویی استفاده می کنن...حدود هفتاد درصد عزیزان دست کم یکبار از امکانات دستشویی بهره مند شدن...زیادم بد نیست...تقریبا همه دارن به در و دیوار نگاه میکنن...بابا این امتحانتون که یه ساعته تموم شد ول کنید بریم دیگه...بعد اندی تموم شد و پا شدیم رفتیم.

نظر شما رو به تعدادی از سوالات جلب می کنم:

بنایی که در تصویر می بینید چه نام دارد؟

۱)استادیوم نوکمپ در بارسلون                                        

۲)کافی شاپ شب خیز

۳)قمارخانه ای در لاس وگاس

۴)حافظیه در شیراز

نسبت اندازه مربع کوچکتر به مربع بزرگتر کدامست؟

۱)چهار به پنج    ۲)سه به دو    ۳)یک به سه    ۴)کدوم مربع؟من که چیزی نمیبینم!

عاقبت ویلیام موریس چه شد؟

۱)در جنگ کشته شد

۲)عاقبت مسلمان شد

۳)بچه باز شد و خود کشی کرد

۴)اون جان راسکین بود اسگل!

تهران را با کدام درخت می شناسند؟

۱)اوکالیپتوس

۲)دیفن باخیا

۳)چنار

۴)تهران درخت مد نیست.بیشتر چمن میکارن

نظریه هرمونیک (!) را چه کسی در معماری مطرح کرد؟

۱)مارتین اسکورسیزی

۲)مهندس علی آبادی

۳)پیت موندریان

۴)معماری مانند متن است (؟!)

کدام یک پلان متفاوتی دارد؟

۱)مسجد زواره

۲)مسجد فواره

۳)مسجد ستاره

۴)مسجد جامع اصفهان

همینا بسه دیگه...سوالا لو میرن. سوالا رو دقیق یادم نیست ولی تقریبا این تیپی بودن.بی شوخی میگما...بینین اصلا :دی هم استفاده نکردم.کاملا جدی.حالا شما فکر نکنین خیلی هم سادست،اونایی که معماری خوندن میدونن چه پیچیدگی هایی در اینها نهفتست.

در نهایت باید بگم که حیفه که مسئولین در تلاش هستن تا کنکور رو که مظهر هیجان و عدالت در این مملکت هست رو حذف کنن و بجاش از سنجش معدل و انواع پارامتر های فساد زا استفاده کنن و وضیت مملکت رو بغرنج تر از قبل بکنن.بازم بی شوخی گفتم :دی هم نمیذارم که باور کنید.                            

نوشته شده توسط حمزه در ساعت 14:45 | لینک  |